بياد دوستی عزيز!

بياد گلی خفته در خاک!

داشتم پيغامی رو كه فرستاده بود ميخوندم:

سلام دادا! چطوري؟ خوبي؟ يادي از ما نميكني؟

پارسال اين موقع يادته ميگفتي ...

كه ناگهان صداي زنگ تلفن بصدا در آمد! خودش بود!

دكتر رضا جوشن(مسئول و مدير سايت رسانيك)

بعد از سلام و احوال پرسي, قرار شد من باهاش تماس بگيرم!

تماس گرفتم! اما دريغ از جواب...

خب, خيلي عادي بود برام,

دستگاه ش خاموش بود!

ولي...

ولي, نميدونستم اين دستگاه ديگه روشن نميشه...مثل چراغ عمر خوده دكـــــتر!

بله!

من به رضا قول دادم كه بهش زنگ بزنم...

اما ديگه نميشه...

اون ديگه جوابمو نميده!

آري!

انا الله و انا اليه راجعون!!!

وقتي تو غربت بودم...رضا يكي از همدم هاي خوبم بود!

راهنماي خوبي بود براي من!

فكر نميكردم روزي برسه كه من بايد خبر رحلت اونو تو وبلاگ مهدي جان(عج) بزنم!

چشمام ديگه ياري نميكنه!

رضا از پيش ما رفت ولي مطمئن هستم كه ياد و خاطرش هميشه تو دل من و شما هست.

شادی روحش صلوات

 

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٢


 

*السلام عليك يا اباصالح المهدي*

 

دل كه بسوزه!

ديگه نميشه كاريش كرد!

بايد گذاشت لاي كاغذ روغني!

همسايه ها نبايد بفهمن!

 

دل كه بسوزه!

همه ميفهمن!

دل كه بگيره!

غصه دار كه بشه!

گريه كه كنه!

همه ميهمن!

نه!

بذارش لاي كاغذ روغني!

 

اون قديم قديما!

يه پيرمردي بود ميومد تو كوچه!

داد ميزد:

آي دل سوخته خريداريم!

مردم دلاي سوختشونو جمع ميكردن،

و ميدادن بهش!

 

اما..

عصر جمعه كه ميشد!

پيرمرد داد ميزد و دنبال خريدار ميگشت!

خريدار دل سوخته ي خودش!

ميگفت:

فقط يه شاخه نرگس!

دل سوختمو ميفروشم به يه شاخه نرگس!

 

سالها گذشت و ...

دلاي سوخته ي پيرمرد خريدار پيدا نكرد!

تا اينكه يه عصر جمعه!

پيرمرد دل سوخته ي ما !

اومد ولي داد نزد :

كو خريدار!

اومد، گل نرگسش رو گرفت و رفت!

رفت و ديگه نيومد!

 

***

شاديِ دل يوسف زهرا(س)

صلوات

 

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ دی ،۱۳۸٢


 

*السلام عليك يا اباصالح المهدي*

 

 

وقتي بيايي

زندگي متولد ميشود

و احساس

از پنجره وسعت عشق

شادي را

از ميان دو چشم تو

به گردن خورشيد ميبخشد

وقتي تو بيايي

تپش چشمه ها

بشارت ميدهد بيابان را

كه بهار

در رگ هاي تشنه

حضوري مداوم دارد

ودست نياز

بي دغدغه از چشم آسمان

محبت را خواهد چيد

وگل حضورتو

آرامش را

تسلي ميدهد

وقتي تو بيايي

نور

ازوجود تو  نور ميگيرد

وعطرنفست

زندگي رامعنا ميبخشد

وروشنايي

به نام تو دخيل ميبندد

وقتي تو  بيايي

خوشه خوشه آزادي

نوازش ميدهد

چشمان خسته را

وتلاوت نامت

سنگ را به سجده ميخواند

وقتي  تو بيايي

خدا را

آنگونه سبز كه تومي بيني

وميداني

به دل هاي عاشق هديه ميكني

ومردم همه چيز را

سبز ميبينند

وسبز ميخوانند

وهستي از قدم سبز تو

سبز ميشود

وقتي تو بيايي...

 

 

اين هم ناقابل تقديم به همه بسيجي ها:

 

ديشب از چشمم بسيجي ميچكيد        از تمام شب دو عيجي ميچكيد

باز باران شهيـــــــــــدان بود و من         بـاز شب هاي مريوان بود و من

دست هايم باز تا ((آهنج)) رفـــت         تـا غــروب كربــلاي پنـــج رفت

يادهـــاي رفته ديشب هست شد         شعرم از جام اثيري مست شد

تا به اقانوس هاي دوردســـــــت        همچنان دودي كه ميپيوست شد

خواب ديــــــــــدم كربلا باريده بود        بـــــــر تمام شب دعا باريده بود

خواب ديدم خاك هم بستر نداشت    يك نفر ميسوخت خاكستر نداشت

خواب ديدم مرگ هم ترسيده بـود          آسمان در چشم ها تركيده بود

اي غريو توپ ها در بهت دشـت       آه اي اروند! اي ((والفجر هشت))

در هوا اين عطـــــر باروت است           باز روي دوش شهر تابوت است

 

 

شاديِ دل يوسف زهرا(س)

صلوات

 

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٢


 

*السلام عليك يا اباصالح المهدي*

 

 

عشق بر عظمت تو قامت بسته است!

و ديده به انتظار رخ مهوشت، به ميله هاي خود دخيل بسته است !

تو رب ثانويه سجودهاي خالصانه عابداني!

تو انتهاي جاده هاي طاقت فرساي اميد وصالي !

تويي مظهر سكوت و انتظار!

تويي اسوه ي صبر به رنگ شفق!

تو امتداد قنوت هاي نوراني عاشقان اللهي!

تويي معشوق منتظران!

و معبود دلباختگان طريق هدايت!

 

v      

علائم ظهور:

از كجا ميتوان فهميد كه به عصر ظهور نزديك تر شده ايم؟ آيا آخرالزمان شده است؟

بين شرايط ظهور و علائم ظهور تفاوت است. شرايط، آن زمينه هاي فكري و روحي مردم و وضع جامعه و دولت ها و نظام هاي بشري در آستانه ظهور است. علائم ظهور رخدادهاي بي سابقه و گاهي شگفت است كه از نزديك شدن آن حادثه مبارك خبر ميدهد.

به چند نمونه از اين علائم اشاره ميشود:

1)     خروج سفياني

2)     خروج سيد حسيني

3)     صيحه آسماني

4)     نزول حضرت مسيح

5)     كشته شدن نفس زكيه

6)     قيام يماني

 

v      

 

براي سلامتي و تعجيل در ظهور مهدي جان عج

و

سلامتي رهبر عزيزمون

صلوات!

 

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ٧:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ آبان ،۱۳۸٢


علی...عشق...شهادت!

*السلام عليك يا اباصالح المهدي*

 

 

سلام برتو اي علي!

غريب كوفه!

خون و فرق شكافته ي تو، مزد غربتت نبود!

چه ميشود كرد!

دنيا و مردمانش هزار رنگند!

 

***

 

سالار منبر قدم روي اولين پله منبر گذاشت و بالا رفت تا مبادا چشمي باشد كه از تماشاي لبهاي او سهمي نبرد.

بسم الله گفت.

همهمه جمعيت خوابيد و او لحظه اي فرصت يافت كه آرزومندانه در خويش فرو رود:

((خدايا ! كاري كن كه در پي سكوت اين جمعيت، حقيقت جويي يك دل ـ حتي يك دل! ـ به انتظار سخنانم نشسته باشد.))

از اين تمناي پرصداقتش، شايد شعاعي بر دل حاضرين از ميان حضار جهيد كه سالار اينچنين مشتاقانه سكوتش را شكست و به جوشش در آمد و بي آنكه فرقي ميان غافلان و غفلت گريزان قائل شود، همه را بدون استثناء موردخطاب قرار داد:

...(پاره اي) گمان ميبرند به خدا اميد دارند، (اما) سوگند به خداوند بزرگ كه دروغ ميگويند.

 (اگر راست ميگويندپس) چرا اين اميدواري در عملشان به چشم نميخورد، زيرا هركس اميدي داشته باشد، ميتوان آنرا در عملش مشاهده كرد. هر اميدي ـ جز اميد به خدا ـ نا به جا و هر ترس مسلمي بجز ترس از خدا نادرست است.

گروهي در مسائل مهم، به خدا اميد دارند و در مسائل كوچك، به بندگان خدا! ولي اميدشان به بندگان بيش از اميد به خداست، اما چرا توجهشان به خداي بزرگ كم تر است از توجهشان به بندگان؟ آيا ميترسي در اظهار اميد به خدا دروغگو باشي؟ يا او را شايسته نميداني؟

ونيز(اين گروه) اگر از يكي از بندگان خائف باشند، به اندازه اي احترامش ميكنند كه با خدا چنين رفتار نمينمايند،

ترس از بندگان را نقد ميشمرند و خوف از خدا و وعده اي دور از عمل!

آري ! چنين است كسي كه دنيا در چشمش بزرگ جلوه نموده و موقعيت آن در قلبش بزرگ قرار گرفته، آن را بر خداي متعال مقدم ميدارد ، از همه جا مي برد و به دنيا مي پيوندد و سخت برده ي آن ميشود.*

خطبه رو به اتمام گذاشت. اما صلابت نهفته در كلام سالار، هنوز انگار بر گوش حاضران نواخته مي شد.

صلابتي كه جز از دل حقانيتي بر تر از خود بر نميخيزد و گوش جان را نمي نوازد.

سالار از منبر فرود آمد و بي صدا نجوا كرد:

(( خدايا! از علي گفتن بود و از بندگانت شنيدن. توفيق عمل عطايشان فرما.))

 

*خطبه ي 16 نهج البلاغه*

 

***

عشق لــــــــه لــــــه ميزد!

محراب بــــــود و علي!

علي بـــود و خدا!

خدا بود و علي!

عشق!

خدا خـــــــــــــــواند علي را!

محراب آماده براي علي!

علي آماده تر!

خون جاري!

((فزت برب الكعبه ))

 

***

فرارسيدن ايام شهادت مولي الوحدين علي (ع)

را به پيشــگاه امــــام عصر(عج)

و نايـــــــب بــر حقـــــش

مقام عظماي ولايت

تسليت عرض مينماييم.

 

 

 

 

 

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٢


...معبودا !

*السلام عليك يا اباصالح المهدي*

 

 

دلتنگم!

دلتنگ روزي كه خم شوم روي خستگي دستهايت.

و ذوب شود لبهايم ،

وقتي كه مي بوسم،

دستي را كه نوازش خدا،

هر قنوتش را باراني ميكند.

چشم هاي من تاب نگاه بر قامت خورشيدي ات را ندارد.

تو نگاهم كن!

نگاهم كن تا صبور چشم هاي منتظر پروانه ها شوم.

نگاهم كن تا...

***

تكليف عصر غيبت :

 

عصر غيبت عصر بلاتكليفي و بي مسئوليتي نيست. نخستين وظيفه، ((ثابت قدم بودن)) در عقيده به وجود و امامت و لزوم اطاعت از اوست. ((اميدواربودن)) وظيفه ديگر است.

((صبر)) تكليف ديگر اين دوران است. ((انتظار فرج)) وظيفه ي ديگر.

منتظران بايد پاي بند به دين باشند و در دينداري سست نشوند.

از وظايف ديگر شيعه در اين عصر، ((كثرت دعا براي ظهور)) است با مضموني از خوده امام زمان عج:

 

(( براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيدچرا كه اين براي خوده شما نيز فرج است. ))

 

انتظار فرج:

 

انتظار روزي كه حاكميت حق و عدالت تحقق يابد و  مومنان عزت و اقتدار يابند.

در روايات آمده است كه :

 

((خود را براي آمدن حضرت مهدي عج آماده سازيد، هرچند در حد آماده كردن يك تير!))

 

اين چهره انتظار مثبت و راستين را به روشني ترسيم ميكند و با انتظاري كه عامل سكوت و سازش و تخدير و بي تفاوتي است فرق دارد. اينگونه انتظار از افضل عبادات است و در حديث است كه :

 

((كسي كه منتظر امر ما باشد، گويا در راه خدا جهاد كرده و به خون خويش آغشته است.))

 

***

 

معبودا !

هر كس را قبله اي است و با اينكه خود را عبد رضاي تو ميدانم، اما پيوسته فريفته ي جلوي ظاهري قبله هاي نفساني هستم و تو هر چند قبله آمال هستي، ولي از باب نظر به نياتمان، بپذير.

 

رحيما !

سرگردان و حيرانم چون گمگشته اي كه در يك ميدان دوان دوان در پي هيچ ميدود و از اين گمان فقط خستگي و نا اميدي توامان نصيب دارد و تو هر چند علت العللي و غايت الغايات، ولي از باب جهل بسيارم، درياب!

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٢


سلام بر ماه خدا.....ماه عشق.... رمضان

*السلام عليك يا اباصالح المهدي*

 

 

دستم را بالا گرفتم و گفتم: خدايا...حال نكردم

سرم را بالا گرفتم و دوباره گفتم خدايا...

باز حال نداد

چشم هايم را باز كردم . سقف اتاق را ديدم كه گچبري شده بود. رفتم توي بالكن.

دست ها بالا. چشم ها رو به آسمان. باز هم:خدايا...

سحر اول ماه رمضان بود و من با خودم درگير شده بودم.

يك چيزي يادم رفته بود كه صدا زدنت به دلم نمينشست.

قرآن كوچكم را باز كردم. ميداني چه آمد؟

((نحن اقرب اليه من حبل الوريد))

نميدانم چرا توي آسمان دنبالت ميگشت.

برگشتم داخل اتاق. نشستم و سرم را پايين انداختم. چشم هايم را بستم و دست هايم را هم روي زانو گذاشتم. اشتباه ميكردم:

(( تو را توي خودم بايد جستجو ميكردم! ))

 

سلام !

اميدوارم طاعات و عبادات همگي در اين ماه پربركت مورد قبول درگاه حق واقع بشه.

ان شاالله كه خادمين هيئت مهدي جان عج رو از دعاي خيرتون محروم نكنيد.

خيلي فكر كردم كه اينجا چي بنويسم كه شايسته و درخور نام وبلاگ باشه. خادم قبلي ! هميشه ميگفت ، آپديت كردن اين وبلاگ واقعا سخته ! ساعت ها طول ميكشه! اون موقع باورم نميشد...اما حالا خودم دارم احساسش ميكنم !

 

تصور ميكنم اگر يك بحث منطقي در مورد آقا عج و ظهور و غيبتشون رو شروع كنيم و ادامه بديم، بهتر باشه.

ان شالله هر دفعه گوشه اي كوچك از زواياي پنهان غيبت و ظهور رو در اين وبلاگ كار خواهم كرد.

 

***

  لزوم شناخت او چيست؟

 

بايد او را بشناسيم تا محبت ما نسبت به او زيادتر شود. معتقديم كه ((معرفت))  او ما را به ((محبت)) او ميكشاند و محبت و علاقه او هم ما را در مسير ((اطاعت)) و همراهي و همسويي با او قرار ميدهد.

از آنجايي كه سرمشق و الگوي زندگي ما ، اوست ، شناخت و كسب رضاي او مارا به رضاي پروردگارمان ميرساند.

((امام شناسي)) براي ما يك تكليف است و عمل طبق خواسته امام، تكليفي ديگر.

 

پيشينه عقيده به منجي:

 

(( ميرسد مردي كه زنجير غلامان بشكند...))

انتظار ظهور منجي در كيش هاي آسماني يهود، زرتشت و مسيحيت هم آمده است. اين عقيده كه به آن ((فتوريسم)) به معناي اعتقاد به دوره آخر الزمان هم ميگويند، كهن و ريشه دار است.

در آيين هند و بودا نيز، مسئله ي آينده اي روشن و سرشار از عدالت و موضوع انتظار آن دوران مطرح است.

قرآن كريم نقل ميكند كه: (( در زبور حضرت داود هم نوشتيم كه بندگان صالح، وارثان زمين خواهند شد.))

همين عقيده است كه انسانها را به آينده اميدوار ميكند و آنان را از ياس و افسردگي مي رهاند و به زندگي ها نور اميد ميبخشد.

در هيچ مذهب و مكتب و آييني مشخصات آن پيشواي رهايي بخش، به اندازه ي احاديث نقل شده از پيامبران و امامان ، روشن و دقيق و گويا نيست. بر اين نعمت فرهنگي و حديثي خدا را شاكريم و محبت و معرفت بيشتر و توفيق انتظار و اطاعت كامل را از پروردگار ميطلبيم.

 

***

 

ان شالله مبحث بعدي پيرامون (( تكليف عصر غيبت)) و (( انتظار فرج)) خواهد بود!

 

***

 

در دعاي هنگام افطار

 ظهور مهدي جان عج و سلامتي رهبر عزيمون

رو از خدا بخوايم!

 

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ آبان ،۱۳۸٢


 

السلام عليک يا بقية الله فی الارضين

مديون يارم!

فدای آن جمال حيدريت ... مرا روزيست هر دم دلبريت

عبايت سايه بان عالم عشق ... نگاه من به دست کوثريت

مرا حبل المتين گيسويت ای يار ... منم من آن گدای سامريت

دخيل من بوَد نعلين پايت ... ببين مستم ز فيض ساغريت

الهی که بگردم دورت ای دوست ... فدای نام و پشت عسگريت

تويی که درد من را گوش هستی .. مرا ميل است روزی زائريت

دلم آشفته خاله سياهت ... نشان از انتساب مادريت

مدد بنموده ای بر زانوانم ... الهی کم مبادا ياوريت

اميدم اين بوَد تا اين دو روزه ... بگيرم من مدال نوکريت

--------------

سلام !

ميگن هر سلامی يه خداحافظی داره! درسته! اين دفعه آخری که من حقير دارم در اين وبلاگ مينويسم! البته اينو هم عرض کنم! آقا(جوونيم فداش) محبت و لطفی به من حقير دارند ميکنند که بهمين خاطر زياد ناراحت نيستم! و صد البته که قرار نيست اين وبلاگ بسته بشه! (انشالله هيچ وقت هم نميخواد!!! فقط من حقير ديگه سعادت نوشتن در اين وبلاگ رو ندارم!) .....انشالله من بعد يک عزيزی ديگر که از خوبان هستند زحمت اين کار رو متقبل شدند!

و اما...ای آقای من!

يوسفا ! سرورا ! دلبرا !‌مهدیــــــا !

خيلی حرف تو اين دلم هست که ميخواستم بنويسم! ولی....اين دفعه فقط باشه بين شما و من!‌

تشکر آقا جون!!!

---------------------------------

عشق به انتظار ما را عاشق يار كرده است !

 

براي اغيار كه به جاي مهتاب، شب را مي پرستند، انتظار، البته كه واژه ي غريبيست! ستاره ها را ولي با انتظار الفتي است ديرينه .ايشان مدت هاست كه از پس ابرهاي ظلمت و دودهاي بر آمده از كنده هاي آلوده، خورشيد را جست و جو ميكنند. خورشيدي كه هست اما به چشم بصيرت مي آيد نه به چشم صورت ، و از اين رو خوش گفته اند آنان كه چشم به راه سپيده اند، ما ظهور يار را ميجوييم نه حضور يار را ! 

 

آه ! كه اگر انتظار آمدن يار نبود ، زخم زبان ها سينه مان را ميشكافت،  ودشنه هاي تهمت ، بارقه هامان را ميخراشيد. انتظار تنها اميد ماست و تو گويي عشق به انتظار ما را عاشق يار كرده است ! خواهان آخرين مرد از سلاله ي پاكي ها !

 

آنها كه تاب نور مهتاب را ندارند لاف گزافي زده اند اگر از خورشيد دم زده اند. واضح تر بنويسم، جز از طريق مالك نميتوان به علي رسيد. چه اينكه اين تنها رود است كه به دريا ميريزد. باري ! قمر نه هم نشين شب، كه جانشين شمس است، و هنگامه آمدن سحر، اين شب است كه بايد از سراپرده سپهر رخت بربندد.

ميداني! دشمنان ما با همه ي نفهمي، خوب فهميده اند كه در ولايت مولاي ما ، خامنه اي عزيز چه سري نهفته است، ودر لواي امامتش، چه محبتي خفته. آنها، معرفت او را نشانه گرفته اند تا بلكه مقدم مهدي را بي مقدمه نمايند.

 

ظلمت نه نشات گرفته از مهتاب، كه زائيده جهل جماعتي است كه به آتش قرائت هاي شب پسند دامن ميزنند. مع الاسف، خيلي ها دوست دارند كه با ندانم كاري هاي خويش مقدمه مهدي را ناكارآمد نشان بدهند. هيهات! كه تا ستاره ها هستند، كربلاي واپسين، رقيه ها را يتيم نخواهد كرد.....!!راستي ! تو نميداني ، اين الطالب بدم المقتول بكرببلا!؟

 

                                           --------------------

 

سلامتی يوسف زهرا(س)...سلامتی رهبر معظم انقلاب...شادی روحه امام(رحمة الله عليه) و شهدا ... و همينطور ....سلامتی خودتون و خونوادتون ....و خادم جديد وبلاگ مهدی جان(ع)...........صــلوات...

 

 

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ آبان ،۱۳۸٢


 

سلام بر ماه شبِ تارم٫ مهدی جان(عج)

 

 چرا امشب سحرگاهى ندارد....چرا اين دل دگر آهى ندارد

شب هجران چه تاريك است و دلگير...چرا اين آسمان ماهى ندارد

تو گويى رستن از چنگ تو اى غم...به شادى لحظه اى راهى ندارد

چه كس گفته كه روى ماه رويان .....وصال دور و جانكاهى ندارد

و يا راه رسيدن تا به معشوق ....خس و خاشاك يا چاهى ندارد

منم آنكس كه غرق بحر هجر است ...چه كس گفته كه آن ماهى ندارد

نبايد كرد شكوه از غم و درد ....جز اين گاهى دلم راهى ندارد

مهدی جان!

مرا نظاره کن تا ديده پاکت چشم گنه کار مرا از انوار الهی روشن کند....

قلب مرا بنگر که چگونه از فراقت می شکند......

صبح جمعه خانه دل را با دعای ندبه تطهير کردم.......

غروب سرخ جمعه که گذشت؛ زانوی غم بغل گرفتم و رو به قبله سرود انتظار سردادم!

-----------------------

سلام بر تو و هجرت خدائيت .... سلام بر تو و ياران کربلائيت

بدون شرح!

(با تشکر از سايت سبکبالان)

شهيد مهدی زين الدين:

در زمان غيبت كبري به كسي «منتظر» گفته مي‌شود و كسي مي‌تواند زندگي كند كه منتظر باشد، منتظر شهادت، منتظر ظهور امام زمان(عج). خداوند امروز از ما همت، اراده و شهادت‌طلبي مي‌خواهد.

------------------

شاديِ دل يوسف زهرا(س)

صلوات

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٢


روزه عيده اومدم دردو بلا تو بخرم مهدی جان(عج)

 

السلام عليک يا اباصالح المهدی(عج)

يا مولای تفضلت فی هذه الليلة

علی احدمن خلقک

و عدت عليه بعائده من لطفک

فصل علی محمد و آل محمد

بيا يابن الحسن جانم فدايت

دلم خواهد بزارم سر به پايت ... بيا يابن الحسن جانم فدايت

همه خوبان اسيران مرامت ... تمام انبيا سرمست جامت

شعيب و موسی و هامون و عيسی ... خليل ايوب و نوح عبد مرامت

همان خضری که آب زندگی يافت ... ببرد يک جرعه از شهد کلامت

نوشته يوسف زهرا(س) به دلها ... هزاران يوسف کنعان غلامت

الا صحرا نشين آل زهرا(س) ... نظر کن بر گدای بی مرامت

بزن بر خيمه جانم نوايت ... بيا يابن الحسن جانم فدايت

مرا عشقت نگارا پير کرده ... که عشق تو دلم زنجير کرده

خدا باشد نگهدارت عزيزم .. مرا ای آشنای پير کرده

ببين داغ فراقت نازنينم .... چکونه بر دلم تاثير کرده

منم مسکين و محتاجه عطايت ... بيا يابن الحسن جانم فدايت

---------------

 

ولادت سر سعادت شمس الشموس عالم امکان٫ يگانه منجی عالم بشريت اميد تمام دل شکستگان ٫ داغدار کوچه های مدينه٫ عزاداره دشته کربلا ٫ عشق و عقل و دينم يوسف گمگشته مهدی زهرای(س) به تمام منتظرين نور و روشنايی تبريک و تهنيت عرض ميکنم.

با اجازه دوستان مطلب قبل رو به علت حجم زيادش از داخل وبلاگ برداشتیم و به اينجا انتقال داديم! حتمآ اگر وقت کرديد بخونيد که ارزششو داره!‌  

در همين جا هم بازم لازم ميدونم که از برادر عزيزم رضا (وبلاگ دوکوهه−حاج کاظم) ٫ برادرم احمد آقای قنبری ٫و خواهر رها کمال تشکر رو داشته باشم!‌ چرا که خيلی زحمت کشيدن! ممنونم! و همينطور تشکر ميکنم از کسانی که به اينجا سر زدند! انشالله همگی .....هر چه زودتر.......با نابودی صداميان و سربازان آمريکايی ....زائر کربلای حسين(ع) بشيد!(انشالله)

 

سلامتی گل نرگس خاتون(س) مهدی موعود(عج)؛ سلامتی نائب المهدی(عج) امام خامنه ايی(دامة برکاته)؛ شادی روحه امام و شهدا و سلامتی خودتون و خانوادتون                           

صلوات!

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٢


اللهم صلی علی محمد ....حسين و عباس و علی خوش آمد

السلام عليک يا اباصالح  المهدی(عج)

مهدی(عج) شعار دل من!

اگر چو لاله دلی داغ دار دارم من ... ز داغ عشق تو بر جان شرر دارم

به لحظه لحظه چشم انتظاری زهرا ... که بهر ديدن تو انتظار دارم

شبی که ياد تو در خاطرم گل افشاند ... هزار خرمن گل در بهار دارم من

اگر چه ننگ تو هم از نگاه ميدانی ... ز بندگی درت افتخار دارم من

تو بهشت من و تا تو با منی ای دوست ... دگر به روضه رضوان چکار دارم من

بهار را به چمن واگذار که از يادت ... هميشه دسترسی به بهار دارم من

بهر بهانه آيد بدست با دل خويش ... هميشه نام خوشت را شعار دارم

يابن الحسن العسگری

تو دل ز همه ميبری

-------------

سلام!

چند وقتی بود که سعی ميکردم مطلبی بنويسم وليکن چه کنم که .....کم سعادتم!.

يوسف زهرا(س)! بيا و نگاهی ....يه مددی.....کمکی! آقا جانم!‌ ماه؛ ماه شعبانه! ماه خودتوننه!‌ ۱۵ روز ديگه!‌!! اين روزها خيلی کند داره ميگذره! يعنی ميشه...يعنی ميشه بانگ الله اکبر شما رو بشنويم؟ .....اما ....آقا جون!‌ خيلی ميترسم....بله! ميترسم! از چی؟ از تاريکی قلبم! از آلودگی هايی که ريشه در سرتاسر وجودم کرده.... از نفس بی معرفتم ...! خلاصه مطلب اينکه دستم خاليه! اگر شما بياييد....به چه رويی تو روی شما نگاه کنم؟!!! آقا جوون!‌ ميدونيد چيه؟!‌ شايد خيلی از دوستام به من خرده بگيرند؛ ولی...بايد بگم!‌ حقيقتيه که داره اذيتم ميکنه......يه عمره چشم براه تونم ...يه عمره با غم دوری شما سوختم و ساختم. ميدونيد! بخدا قسم بار فراق سخته! ولی..... بازم تحمل ميکنم...اصلا لذت عشق بازی همينه!‌ سوختن؛ سوختن؛ ساختن!!! ولی ..... با اين وجود برام خيلی سخته که شما بياييد و من شرمنده باشم! ميشه منو بخری؟ خيلی ارزون آقا!‌ فقط يا يک نگاه!!! جونم ..مالم ...هر چی دارم؛ باهاش ميدم! فقط يه نگاه!!! ميگن: از تو به يک اشاره ... از ما به سر دويدن! اگر يه گوشه نظری به من آلوده بکنی...قول ميدم خوب بشم!‌ همونی بشم که شما ميخواين!‌ فقط با يه نگاه!!! همين!‌ ...ببخشيد خلاصه!‌ نميدونم صدامو ميشنوی يا نه؟!!؟!؟ نميدونم اين پرده ايی که ميان شما و منه چقدر ضخيمه!!!‌ ولی اميدوارم که اينقدر نباشه تا شما هم صدای منه عاصی رو بشنويد......آقا جون!‌ايامه جشنه!‌ آنهم جشنه عموی بزرگوارتون اباالفضل العباس(ع)...همه ما ميدونيم که چقدر شما به ايشون علاقه داريد! ميخوام به همون آقا(ع) شما رو قسم بدم! بيا و به حق ايشون دلمو نشکن! بيا و اين دلمو بخر!!! 

پيشاپيش فرا رسيدن ماه شعبان رو به همه شما عزيزان و همراهان تبريک عرض ميکنم! و همينطور ولادت سه(۳) مولود سوم و چهارم و پنجم شعبان؛ امام عشق و شهادت حسين بن علی(ع) و باب الحوائج فارق التحصيل مدرسه عشق حسين(ع)؛ اباالفضل العباس(ع) و وارث و پيام آور کربلا امام علی بن الحسين(ع) را به همه شيعيان و محبين ايشان تبريک و تهنيت عرض ميکنم! انشالله که همه با هم دسته جمعی سفر کربلا(انشالله).....

تابيد دو آفتاب و ماهی در بين....کز پرتو آن سه منجلی شد کونين

مولود سه و چهار و پنج شعبان ... عباس و حسين است و علی ابن حسين

----------

بعلت حجم زياد؛ مطالب رو به اينجا منتقل کردم! اگر مايل بوديد به اينجا تشريف ببريد

 

سلامتی آقا امام زمان روحی فداک                            

 

 صلوات                                              

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ مهر ،۱۳۸٢


 

السلام عليک يا صاحب العصر و الزمان

هم دل آرامم تويی

باده و جامم تويی

من گرفتاره تو ام

دانه و دامم تويی

يا اباصالح مدد(عج)

همين!

در ضمن شهادت آقا امام جعفر صادق(ع)

را به محضر آقا امام زمان(عج) و تمام محبين حضرت(ع)

تسليت عرض ميکنم.

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٢


 

السلامُ عليکَ يا مولای

سلامُ مُخْلِصٍ لکَ فيِ الوِلايةِ

اَشهدُ اَنٌکَ الامام المَهديُ قَولا و فِعلا و

انتَ الّذی تَمْلَاء الارضَ

قِسطآ وَ عَدلآ بَعدَ ما مُلِئَتْ ظلمآ و جَورآ فَعَجّلَ اللهُ فَرَجَکَ وَ سَهّلَ مَخْرَجَکْ

اللّهمَ صَلی عَلی محمّد و آل محمّد

 

 

در حريم عشق بايد فارق از اغيار شد...وانگه که آمد؛ طالب يک لحظه ديدار شد

خواب تا کی؟يار می آيد کمی بيدار باش...يار را ديدآنکه عمری نيمه شب بيدارشد

دل که ميخواهد تورا پس الفت باخلق چيست...ای خوشا برآنکه جزتو ازهمه بيزارشد

عمده تاخير تو باشد ز دست اين زبان ... چشم هامان کور! از بسياری گفتار شد

درد شهوت درد ثروت درد منصب درد ماست...مهديا باز آ که ديگر درد ما بسيار شد

ياد تو از ذهن ما شد پاک يا مهدی ز بس ... فکر های ايره ما را نقش بر پندار شد

آه از دنيا که دنيای سياست بازی است...آه از شيطان که در افکار ما پر کار شد

شاهدان کوی تو رفتند و ما تنها شديم... آری مسئوليت ما باز هم دشوار شد

پای عشقت تا سر جان ايستاده اين دلم ... در مرام عشق بايد کشته دلدار شد

با عرض سلام و ادب خدمت تمام دوستان!

خيلی دير! ولی لازم ميدونم شهادت بی بی دوعالم فاطمه صغری پيام آور کربلا زينب کبری(سلام الله عليها) رو به آقا امام زمان(عج) و همچنين تمام محبين اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام اجمعين) تسليت عرض ميکنم.

حاج ملا سلطانعلی روضه خوان تبريزی که از جمله عبّاد و زهّاد بوده می گويند: در خواب مشرف به محضر والای امام زمان-عليه السلام- شدم؛ عرض کردم: مولانا! آنچه در زيارت مقدسه ذکر شده است که ميفرماييد: فلا ندبنک صباحآ و مساء و لابکين عليک بدل الدموع دمآ. صحيح است؟ 

فرمودند: بلی!

عرض کردم: آن مصيبتی که بجای اشک خون گريه می کنيد کدام است؟ آيا مصيبت علی اکبر(ع) است؟

فرمودند: نه! اگر علی اکبر(ع) زنده بود در اين مصيبت او هم خون گريه می کرد.

گفتم: البته مصيبت حضرت سيّد الشهدا (ع) است؟

فرمودند: نه! ‌حضرت سيّد الشهدا (ع) هم اگر در حيات بود در اين مصيبت خون گريه می کرد.

پرسيدم: پس کدامين مصيبت است؟

فرمودند: آن مصيبت اسيری زينب-عليه السلام- است.

(شيفتگان حضرت مهدی(عج) ج اول ص ۱۴۴)

-------------

خيلی دوست داشتم که در سر موقع اين مطلب رو بنويسم! وليکن ...امان از کم سعادتی!

دوستان!‌ تابحال توجه کرديد که؛ هر وقت نام بی بی حضرت زينب(س) برده ميشه در کنارش ناخود آگاه اين دل پر ميزنه کربلا! خيلی دشواره نام بردن ايشون بدون نام حسين(ع). نيت اين رو ندارم که از مقتل يا که از مصائب حرفی بزنم!‌وليکن اين چند بيت ذيل رو يادگاری داشته باشيد و ما رو هم دعا کنيد!‌

 سينه ام زخمی شده بس که به سينه می زنم

حنجره ام خسته شده بس که دم از سينه زنم

يا حسين(ع)؛ جانـم به لب؛ ره ميبرم در محملت

بــهـر هــر چــــادر زده؛ در آتشش خاکـــسترم

بين هر دسته شوم جمله عزادارت حسين(ع)

بين هر روضه بين چون مرغ بی بال و پرم.......

(انشالله ادامه اين شعر..محرم! اگر زنده بودم!!!)

ميخواستم در همين جا برای چندمين بار از تمام کسانی که قدم رنجه ميکنند و به ما سری ميزنند؛ تشکر کنم!‌ خاکه پای همه شما عزيزان سرمه چشمام!  و همچنين با تشکر از دوستانی که نواقص و کم کاری های حقير!(رو گوشزد ميکنند! و اميدوارم که اين تذکر دوستان باعث بهتر شدن وبلاگ مهدی جان(عج) از نظر معنوی شده! و اما دليل اينکه از شعر زياد استفاده ميشه! به شخصه معتقدم شعر خيلی کا رو راهت ميکنه!‌ چرا که شعر حرف دله! و خيلی راحت تر ميشه ارتباط برقرار کرد بين دل و دلدار! و همينطور اين خود نشانيست بر شيدايی دل! خلاصه اينکه با ما راه بياييد و اين وبلاگ رو همينطوری بپذيريد! صدالبته اميدواريم که هدف رضايت دل حجت بن الحسن عسگری(عج) باشه! (انشالله)...اين هدف اصلی ما بوده و هست! اميدوارم شما عزيزان هميشه همراه ما باشيد و .....با تشکر!

------------------

مردم ايران عزت خود را مديون شهيدانند. اگر اين كشور و اين ملت, امروز در ميان ملتهاى مسلمان از عظمت بر خوردار است ـ كه هست ـ و اگر مشعل پر فروغى كه امروز در دست ملت و حكومت و نظام جمهورى اسلامى است و مد نگاه مسلمانان و افقهاى مقابل چشم امت اسلامى را روشن كرده است ـ كه كرده است ـ اين به بركت خون شهيدان و فداكارى فداكاران و صبر خانواده هاى شهداست.

(بيانات رهبر معظم انقلاب در بين خانواده شهدا و جانبازان)

 

سـلـامـتـی

يوسف زهــــــرا(س)

اميد زينب کبری(س)

صلــــــــوات!

-----------------

 

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸٢


يا عـــلی(ع) جان!‌ مقتـــدای ما تویـــــــی!

اَلسٌلام عَليکَ يابن الحِیـــــدَر(ع)

مهدی جانْ(عج)

وَالسٌلام علی العشاقه

و

يا اباالحسن يا اميرالمومنين يا علی بن ابيطالب

يا حجة الله علی خلقه يا سيدنا و مولينا

انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قد مناک بين يدی حاجاتنا

يـا وجيهآ عـندالـله اشفع لنـا عنـدالـله

 

ولادت امير مومنين؛ يگانه شويه زهــــرای مرضيه(س)؛ وصــــی؛ اخـــی؛  داماد و پسـر عم خاتم النبيين(ص) و ابن الحسنين(عليهم السلام) و ابن الزينبين(سلام الله عليهم) را به مقام عظمای امامت و ولايت؛ امام مهدی(عج) و همينطور به مقام معظم رهبری و تمام عزيزان و پيروان ولايت تبريک عرض ميکنم!

 

و اما ۱۳ رجب!

اين روز روز ولادت سرور اوصيا؛ ابن الاوصيا حضرت امير المومنين علی ابن ابيطالب(ع) است. و از چنان شآن و شکوهی برخوردار است که زبان؛ بيان؛ قلم و بنان توصيف آن را بر نمی تابد؛ زيرا شان و شکوه آن روز و در نتيجه حق و حقوق آن نيز بيشتر خواهد بود. در اين روز با ولادت حضرت امير لطف و عنايت خداوند در پايه و مايه اي تجلي كرده كه براستي توصيف آن بلكه درك و دريافت آن از توان ما بيرون است ، زيرا ولايت آن بزرگوار ركن و پايه ايمان بلكه روح وجان ايمان و بلكه خود ايمان است و چون نور و كرامت و قرب و منزلت و شوكت و دولت و لذت و بهجتي چون همنشيني با فريشتگان و دستيابي به دولت جاودان كه خداوند به اهل ايمان وعده داده است ، وصف ناپذير و درك ناشدني است ، پس چيزي كه علت تامه ايمان و اسلام است و بود و نبود اسلام و ايمان به بود و نبود آن وابسته است ، نيز وصف ناپذير و درنايافتني خواهد بود .

مگر او نبود که با رشادتها ، دليريها ، جانبازيها و ايثارگريهاي خويش پايه هاي اسلام را استوار داشت و بر بنياد كفر و شرك شكافها افكند؟ مگر او نبود كه آنگاه كه در خيبر با پيشواي كافران رويارو شد ، پيامبر اکرم(ص) درباره ایشان فرمودند:  همه اسلام در برابر همه كفر ايستاده است؟

مگر نه اينكه دشمنان از روي كينه و حسد و دوستان از روي تقيه و ترس ، فضيلتهاي او را پنهان داشته اند با اين همه فضيلتهاي او جهان را پر كرده است؟

و چه خوش است گوش فرا دادن به وصف علی آن هم از زبان يگانه همدمش فاطمه زهــــــرا(س)!

 

فاطـــــمه ام بانوی هــر دو سرا ... دٌرة التـاجـــم ز بـــهر انبياء

فاطـــــمه ام دختر احمـد(ص) منم ... همــدم دلتنگی ايزد منـم

فاطــــــمه ام زوجـه شيری ژيان... همسـر يکدانه سـروی روان

حق تعالی خودش بستوده است...قبله گه از بهر قبله بوده است

او مسيحای مسيح خسته است...توبه مستانگی بشکسته است

او غريو لاله هايی خون نسب...چون طعامش لقمه ای نان و رطب

ساقی مستان حوض کوثراست...او ولی الله زهرا(س) حيدر(ع) است

حاجی احـرام او تنها منم  ...حــامی و پشت گرمی مولا منـــم

آب و خاک و باد و شمس از رام او ... شامل حال همه اکــرام او

آن قدر که دل ستان گرديده است ... تا خدای صوفيان گرديده است

او خليل و ماه کنعان بوده است...بر سليمان(ع) او سليمان بوده است 

موسی و عيسی و نوح واحمداست...چون لگام آسمان رادريده است

شآن او از بهر حق حبل المتين ... شهرتش باشد امير المومنين(ع)

حق گرفته از رخ حيدر يقين ... بين کوفه ميزند حبل المعين

من رباعی خوانم اندر عين او ... سرمه دل تربت نعلين او

شرح معراج اسن در آوای او ... ليلة الاسرا منم شبهای او

غير عشق او نباشد معرفت ... مرتضی باشد به حق يزدان صفت

مرتضی فيروزه دست خداست...مست اوحق وعلی مست خداست

جز خدايی فاش گويم منجلی ... هر چه را دارد خدا دارد علی(ع)

نيمه شب بردوش اوکشکول عشق...سجده اش حقا بود مشمول عشق

مرد خانه پايه جان من است ... چون نماز و روزه؛ قرآن من است

گويم اينک از برای ياوری ... حيـــدريم(ع) حيــــــدريم(ع) حيـــــدری(ع)

او که بانگش از بر کعبه رسد ... مادرش هم اسم من بنت الاسد

دشمنش بی خانمان و ابتر است ... منکر او مطمئنآ کافر است

مرتضی آقا و عالم قنبــــر است ... او علی(ع) و فاطمه(س)؛ پيغمبر است

کيش مهرش مذهب درويش شد ... چشم مستش مکتب درويش شد

ابروی او چون طريق آسمان ... حیــدر است مقصود و هوی شيعيان

من که زهرا(س) طوطيايم کبرياست ... مرشدم تنها علی مرتضاست

فخر دارم جمله بر سربازيش ... چون شريکم در همه غمسازيش

من فدای راه اويم شادمان ... دوست دارم در رهش قد کمان

او امام و رهبر و دين من است ... فاطر و دهروچو ياسين من است

قلب پاکش بر محبت آشيان ... از عبايش ريـــــزد ارواح جنان

مستی است درکوی اوهر شب مقيم...میشود هم بازی طفل يتيم

رتبه اش بر عالميان شاهی است...شاه مردان هيبتش الاهی است

 

------------------

و اما احاديث مربوط به حضرت(ع)

ام سلمه مى‏گويد: پيغمبر(ص) فرمود:على(ع) هميشه با حق و قرآن است و حق و قرآن نيز هميشه با اوست و تا قيامت از هم جدا نخواهند شد.(اين حديث‏با پانزده طريق از عامه و يازده طريق از خاصه نقل شده و ام سلمه و ابن عباس و ابو بكر و عايشه و على (ع) و ابو سعيد خدرى و ابو ليلى و ابو ايوب انصارى از راويان آن هستند.غاية المرام بحرانى،ص 539 و 540)

پيغمبر(ص) فرمود:«حكمت ده قسمت‏شده،نه جزء آن بهره على و يك جزء آن در ميان تمام مردم قسمت‏شده است‏» (البداية و النهاية،ج 7،ص 359)

جابر مى‏گويد:نزد پيغمبر(ص) بوديم كه على(ع) از دور نمايان شد،پيغمبر(ع) فرمود: سوگند به كسى كه جانم به دست اوست! اين شخص و شيعيانش در قيامت رستگار خواهند بود.

ابن عباس مى‏گويد وقتى آيه:( اِنٌَ الٌذينَ آمِنوا وَ عَمِلوا الصالِحاتْ اولئِكَ هُم خَير البَريٌَة) نازل شد،پيغمبر(ص) به على(ع) فرمود: مصداق اين آيه تو و شيعيانت مى‏باشيد كه در قيامت‏خشنود خواهيد بود و خدا هم از شما راضى است‏.(اين دو حديث در تفسير الدر المنثور،ج 6،ص 379 و غاية المرام،ص 326 نقل شده است)

 

-------------------

و اما روايت شهيد آوينی!

حــزب الله!

حزب الله اهل اطاعت و ولايت است و قدر نعمت مي‌شناسد. فداكار است و از مرگ نمي‌ترسد و گوش به فرمان «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم» سپرده است و اينچنين تو گويي خداوند وظيفه تحقق اهداف الهي همه انبياء را بر گرده صبور و پرقدرت آنان نهاده است. ظهور حزب الله معجزه‌اي است كه از نفخات قدسي دم مسيحايي امام امت بر مي‌آيد.

اگر زحمتی نيست يک سر هم به اينجا بزنيد!

-------------

سلامتی يوسف زهــــرا(س)

سلامتی رهبر و خودتون

صـــلــــوات

شهدا را نيز ياد کنيد با يک

صـــلـــوات

-------------

 

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٢


سلام بر مهدی جان(عج) و سلام بر عشاق المهدی(روحی فداه)

السلام عليکم يا اباصالح المهدی(عج)

روحی و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه

و السلام عليک يا ابن الرضا(ع)

عاشقان دل را منور می کنند ... جام خود را پر ز کوثر می کنند

می خرابند و پی عياشی اند ... جان خود را وقف دلبر ميکنند

دوست دارند عاشقی و والگی ... بوسه را بر پای ساغر می کنند

با تضرع دستهای بنـــدگی ... رو به سوی يـار و يـاور می کنند

با دلی اميدوار و خسته ... دلداده گـــی  پور حيــــدر(ع) می کنند

آن مهی که جملگی کائنات ... در حريم خويش نوکر می کنند

آن شهی که باد رخش در گهش ... عالمی را چون مسخٌر می کنند

او کــه از بوی ولای يثربش ... بوسـتانـها خاک بــر سر می کنند

چهره سرخ و سپيدش چون علی(ع) ... فتح ارض و عرش از سر میکنند

او که از نسل بقيع و کــربلاست ... بهـر شيعه وی مصور می کنند

نام او بگرفته از رب جلی است ... مژده بر زهرای اطهر(س) می کنند

شيعيان را با اين شعار عاشقی ... با علی(ع) همواره قنبر می کنند

سينه سينه غـربـت و انـدوه و آه ... خاطــر وی را مکــدر می کنند

او که چون جدش علی مرتضی(ع) ... در دلش هم خون و هم شرمیکنند

او که چون جدش حسين(ع) سر جدا ... تشنگی را بر لب تر می کنند

او که چون پدر رضای دلبران(ع) ... غربتش را سوی مادر می کنند

چون پدر باز هر کاری از جفا ...پيکرش را خُرد و لاغر می کنند

در ولادت عاشقان گريان شدند ... در مصائب هم غم از سر میکنند

روز ميلاد گل خير النساء ... جمله گلهای خويش را پرپر می کنند

در حياط ســـاکت و آرام او ... شيعيان خـــــود را کـــبوتر میکنند

آشيانه کــــرده دلها بـــر درش ... با غبــــارش تن معـــطر میکنند

بوی زهرا(س) بوی جنت بوی عشق ... طعنه بر هر عود و عنبر میکنند

او نقی(ع)وپاک همچون فاطمه(س) ... رهروان؛ ره سوی رهبر میکنند

آخرين نام علی(ع) دراهل بيت(عليهم السلام ) ... باشد و وی را منور میکنند

عاشقان را می کشاند سوی خود ... شيعيان دل بيت منظر می کنند 

----------------

ولادت با سعادت نهم امام شيعه جگر گوشه غريب طوس جواد الائمه امام محمد بن علی الهادی النقی(ع) را اول به آقامون امام عصر(روحی فداه) و بعد به تمام محبين ايشان تبريک و تهنيت عرض ميکنيم! انشالله که به حق آقا امام جواد(ع) مورد عنايت حضرت بقية الله العظم(عج) قرار بگيريم!  و به زبون ساده خودمون.....آقاجون! عيدی ميخواهيم!!!

خـداوندا! اگر داری بنای دادن عيـدی .... بيا بردار اگر برداشتی بهر فــرج قيدی

بيا و با صدور حکم فرج امشب... منور کن جهانی را به نور حضرت مهدی(ع) 

 

السلام عليک يا محمد بن علی ايها الجواد

يابن رسول الله

يا حجة الله علی خلقه يا سيدنا و مولينا

انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قد مناک بين يدی حاجاتنا

يـا وجيهآ عـندالـله اشفع لنـا عنـدالـله

در روايات آمده است که برای اومورات دنيوی/ گرفتاری ها و غمها و غصه های بزرگ و دردهای بی درمان معنوی و دنيوی بسيار موثر است!

يا جواد الائمه(ع)!‌ چه خوش زيبا نامی رو بر تو نهادند! قربونه تو آقا که ميدونيم مارو دسته خالی از اين درب بيرون نميکنی!!! ما از همين جا کاروان دل شکسته مان را به حرم مطهرت که حرم عشق است روانه ميکنيم و از تو ۲ چيز رو خواهيم! اول رضايت دل حجت بن الحسن العسگری(عج) و دوم شهادت. همين!

       

----------------

و امــــا....

هرچند خيلی دير!‌ وليکن ما هم به نوبه خودمون شهادت آیت الله حکیم را به ساحت مقدس امام زمان(عج) و همينطور مقام معظم رهبری(دامة برکاته) و تمامی شيعيان تبريک و تسليت عرض میکنیم!

متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران به این شرح است:
دست گنهکار و پلید مزدوران استکبار، فاجعه ای بزرگ آفرید و شخصیت ارزشمندی را که در برابر اشغالگران عراق ، سنگر مستحکمی به شمار می آمد ، از مردم عراق گرفت و این سنگر را ویران کرد ، امروز در جوار حرم ملکوتی مولای متقیان علیه آلاف التحیه و الثناء ، آیت الله سید محمد باقر حکیم به همراه دهها نفر از مردان و زنان با ایمانی که از زلال ذکر و خشوع نماز جمعه بهره مند شده بودند شربت شهادت نوشیدند و به حریم امن رحمت و فیض خاص الهی عروج کردند.

و متن پیام رییس جمهوراسلامی ایران به این شرح است :
بِسم الله الرَحمنِ الرَحیم
انالله و انا الیه راجعون
دست های ناپاک دشمنان ملت بزرگوار عراق، روحانی مجاهد و روشنگر حضرت آیت الله سید محمد باقر حکیم را به شهادت رساند،
غافل از اینکه از خون شهید درخت ایمان و آزادی آبیاری خواهد شد.

شهادت گوارای وجودتان ای خوبان!

----------------

شـهیـــد!


ای شهيد ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای؛ دستی برآر و ما قبرستان نشينان عادات صخيفه را نيز از اين منجلاب بيرون بکش. ای شقايق های آتش گرفته؛ دل خونين ما شقايقی است کهداغ شهادت شما را بر خود دارد. آيا آن روز نيز خواهد رسيد که بلبلی ديگر در وصف ما سرود شهادت بسرايد.

----------------

سلامتی آقامون(عج)

رهبر معظم انقلاب

خودتون و خونوادتون

صــــــلوات!

----------------

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٢


سلام بر مهدی زهرا(عج) و سلام بر چشم انتظاران

السلام عليک يا اباصالح المهدی(عج)

اقسم به امــــک(س)

ادرکنـــــــــا

بيا که سينه ما سوختی ز هجرانت ... بيا که تشنه فتاديم در بيابانت

بيا که فصل بهارم خزان شد از غم تو ... بيا که شاخه عمرم شکست؛ طوفانت

بيا که در دو جهانم بجز تو ياری نيست ... بيا که بلبل مستيم در گلستانت

بيا نماز کنيم بر دو طاق ابرويت ... بيا که نافله خوانيم در شبستانت

بيا ستاره مايی و آسمان خاليست ... اشاره بنما به ما با دو چشم زيبايت

در انتظار تو ای نور صبر من طی شد ... بيا تو يوسف مصری بيا به کنعانت

زمان زمان سياه است و عدل ناپيدا .... خدا کند که بيايی به ملک ايرانت

رسيده عمر من پايان خوشا که در دم مرگ ... بچشم خويش ببينم جمال تابانت

قسم به جان علی(ع) و جده ات زهرا(س) ... بيا که سينه ما سوختی به هجرانت

-----------------------------

امروز به يکی از سايتها که مزين به نام شهيد بزرگوار آوينی است رفتم! نامه ايی در آنجا درج شده بود. اين نامه را شهيد بزرگوار سيد مرتضی برای رهبر معظم انقلاب حضرت آيت العظمی سيد علی حسينی خامنه ايی(حفظه الله) نوشته اند!‌ خيلی برای من بشخصه جالب اومد..... و بحق که اين چنان افرادی غواصان ژرفای دريای عشق و شهادت بوده اند. مسئله ايی که منو واداشت تا اين مطلب رو بنويسم(نامه ايشون)؛ سئوالاتی بود که برايم پيش اومد! چقدر ولاي فقيه زمانم را شناختم!؟ چقدر ادعای بچه بسيجی و ولايی و هيئتی دارم؟

يکی از آيه های قرآن به نظرم اومد! لذا لازم ميدونم اشاره ايی به اين آيه نورانی بکنم!خداوند در قرآن ميفرمايند:(البته نام سوره را يادم نيست! اگر دوستان ميدونستند خوشحال ميشم و خواهش ميکنم که به من هم بگنند!)

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

يضل به كثيرا و يهدي به كثيرا

صدق الله علی و العظيم

هميشه از خدا خواستم که هم خوده حقيرم و هم دوستان خوبم  جزؤ يهدی به کثيرا باشيم!‌(انشاالله)

و اما نامه شهيد سيد مرتضی(رحمة الله عليه) به امام خامنه ايی(دامةبرکاته)!


خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامي، نائب امام عصر (عج) حضرت آيت‌الله خامنه‌اي ايدكم‌الله تعالي بتأييداته ‌الخالصه.
سلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته.
امتثال امر فرصتي براي عرض ارادت در اين مرقومه باقي نمي‌گذارد لذا حقير مستقيماً با استمداد از فضل بي‌منتهاي رب‌العالمين وارد در اصل مطلب مي‌شوم بعد از عرض اين مختصر كه :
ما با حضرتعالي به عنوان وصي امام امت (ره) و نايب امام زمان (عج) تجديد بيعت كرده‌ايم و تا بذل جان در راه اجراي فرامين شما ايستاده‌ايم، همانگونه كه پيش از اين درباره امام امت (ره) بوده‌ايم و بسيارند هنوز جواناني كه عشق به اسلام و شوق رضوان حق آنان را در ميدان انقلاب نگه داشته است. با همان شوري كه پيش از اين داشته‌اند‌،‌ خدا شاهد است كه اين سخن از سر كمال و صدق و از عمق قلوب همان جواناني سرچشمه گرفته است كه در تمام اين هشت سال بار جنگ را بر شانه‌هاي ستبر خويش كشيدند. ما به جهاد في سبيل‌الله عشق مي‌ورزيم و اين امري است فراتر از يك انجام وظيفه‌ خشك و بي روح. اين سخن يك فرد نيست،‌ دست جماعتي عظيم است كه به سوي حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بيعت كند،‌ بسيارند كساني كه مي‌دانند شمشير زدن در ركاب شما براي پيروزي حق از همان اجری در پيشگاه خدا برخوردار است كه شمشير زدن در ركاب حضرت حجت (عج) و نه تنها آماده،‌ كه مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما.

كمترين مطيع شما سيد مرتضي آويني.

 

 حرفی ديگری برای گفتن مونده؟

انشاالله با شناخت  ولايت

به درجه رفيع شهادت دست پيدا کنيم(انشاالله)

سلامتی گل زهرا(س) صلــــــوات

                  

                                   -----------------------------------------------

 

 

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ شهریور ،۱۳۸٢


عرشيان هلهله کنيد ميلاد ام المهدی(عج) ست

بســــم الله الرحمن الرحيم

انا اعطينک الکوثر(۱) فصل لربک و انحر(۲)

ان شانئک هو الابتر(۳)

صدق الله العلی العظيم

-------------------

السلام عليک يابن الزهرا(روحی و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه)

آقا جـــــون! اسعدکـــم الله ايّامکــم

                                 ياسي از جنس نور....

 

گويند كه قبل از خلقت آسمانها و زمين نوري از جانب خداوند در سيبي تابيدن گرفت وزماني كه آدم ابو البشر (ع) آن سيب را خورد بر زمين هبوط كرد وآن سيب به امانت در صلب او جاي گرفت تا بعد از هزاران سال به حضرت ختمي مرتبت رسيد و خداوند در شب معراج سيبي ديگر به حضرت رسول(ص) بخشيد تا نوري حاصل شد به نام زهرا(س) و اينگونه بود كه زمين لياقت يافت تا شاهد هبوط نور از عرش اعظم باشد و معصومي از جنس ديگر خاك را به قدوم خويش منت نهاد...

و فاطمه شايد زيباترين هديه ي خداوند به پيامبر بود...

به خديجه...

چه گوهري لياقت علي را داشت غير از فاطمه؟

 

     كوثري چنين مباركتان باد ! شما كه آسمانيه اهل زمين هستيد!!

خـداوندا! اگر داری بنای دادن عيـدی .... بيا بردار اگر برداشتی بهر فــرج قيدی

بيا و با صدور حکم فرج امشب... منور کن جهانی را به نور حضرت مهدی(ع) 

سلامتی يوسف زهرا(س)؛ سلامتی رهبر؛ شادی روح شهدا

و سلامتی خودتون و خانوادتون

صـــــلوات

و

التماس دعا از تمام عزيزان

----------------------

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٢


سلام بر عزيز دل زهـــــــرا(س) و سلام بر منتظرين حضرت(عج)

احبک يابن العسگـــری(روحی فداک)

ادرکنی! ادرکنی! ادرکنی!

دوست دارم بينم آن روی نگار نازنين ... دوست دارم ببينم آن ماه منير مه جبين

دوست دارم ناله باشم در درون بقض غم ... دوست دارم آه باشم در درون سينه ام

دوست دارم عشق باشم با تمام بندگی ... دوست دارم ياد باشم با همه دلبستگی

دوست دارم دوست باشم بر تو ای زيبا نگار ... دوست دارم لاله باشم در گلستان بهار

دوستدارم خاک باشم در سرای زندگی ... دوست دارم شمع باشم در شبستان ولی

دوستدارم با تو ای مولا نشينم يک زمان ... با تو گويم غصه هايم ای تو جان اين جهان

دوست دارم آن نگاهت بر رخم افتد دمی ... تا همان يکدم بميرم من نخواهم عالمی

دوست دارم عاشقی را پيشه خوبان کنم ... دوست دارم عشق را سر دفتر قرآن کنم

دوستدارم همچو آبی بوسه بر لبها زنم ... تا که يکدم عشق را در دل همی امضا کنم

دوستدارم يکدمی همچون شهابی پر زنور ... از رخت نوری بگيرم ای تئ نوری فوق نور

دوست دارم من همی پروانه باشم گرد تو ... آنقدر دور سرت گردم شوم قربان تو

دوستدارم همچو مجنون عشق را پيدا کنم ... ليلی من؛ گرد تو من کاسه گردانی کنم

دوستدارم عشق پاکت را دراين جان پر کنی ...دوستدارم همچوماهی غرق دردرياکنی

دوست دارم همچو بلبل من غزلخوانی کنم ... دوست دارم نغمه هايم را خراباتی کنم

دوست دارم تا دم مرگم به عشق اهل بيت ... اين دلم را مهبط نور تو کنم ز بيت

بيتهای شعر من در مسند عشقت نبود ... اين زمان اينها بود جز عشق بر دلها نبود

-----------------------

در توصيف ياران امام مهدی(عج)

(برگرفته از سايت بلاغ)

عشق به شهادت

از محك‏هايى كه خداوند افراد راستگو و با ايمان را از افراد دروغگوجدا مى‏سازد «تمناى مرگ است‏» يك فرد مومن كه آينده‏اى درخشان و زيبابراى خود پيش‏بينى مى‏كند و عاشق كوى يار و قرب الى‏الله و هم‏نشينى اولياءالله را در دلش زمزمه مى‏كند همواره تمناى مرگ دارد:

آتش بجانم افكند شوق لقاى دلدار ... از دست رفت صبرم اى ناقه پاى بردار

لولا اجل الذى كتب الله عليهم لم تستقر ارواحهم فى اجسادهم طرفه عين‏شوقا الى الثواب و خوفا من العقاب. اصحاب حجت كه مهدى(ع) را با معرفت‏شناخته و ايمان به راه و هدفش دارند وبه او عشق مى‏ورزند و همه هستيشان را فانى در وجود او مى‏دانند، عاشق‏شهادت در راه وى هستند:

يدعون بالشهاده و يتمنون ان يقتلوا فى سبيل‏الله شعارهم يالثارات الحسين عليه‏السلام‏

بنابر اين، فردى كه جانش را ازهدفش بيش‏تر دوست دارد نمى‏تواند شجاعت ورزد، بلكه او بايد همواره حافظ جانش باشد تا به او آسيبى نرسد لذا شجاعت‏شيرانى چون ياوران مهدى(عج) رامى‏طلبد.

---------------------

سخنی از شهيد سيد مرتضی آوينی

عاشقان عاشق بلایند. دُرّ حیات در احتجاب صدف عشق است و آن را جز در اقیانوس بلا نمی توان یافت؛ در ژرفای اقیانوس بلا. عاشقان غواصان این بحرند و اگر مجنون نباشد، چگونه به دریا زنند؟

----------------------

سلامتی يوسف ما(روحی فداه) مهدی زهرا(س) صـلـوات

شادی روح شهـــدا و سلامتی رهبــــر صــلـــوات

سلامتی خودتـون و خانـــوادتون هم صـلـوات

------------------- 

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٢


سلام بر تو ای يابن زهــرا(س) و سلام بر عشاق المهدی(عج)

تسليت به آقامون

يوسف فاطمه ام آجرک الله مولا ... بهر تسکين دلت آمده ام من اينجا

مادرت فاطمه از هجر تو افتاد به تب ... لااقل بهر تسلای علی آی امشب

داغ زهرا مادرت چون شرری بر دلهاست... شام محشر به علی شام فراق زهراست

ای که از داغ غمت بود و نبودم بيمار ... گشته بيمار ز غم ميخ در و آن ديوار

کوچه ها منتظر بوی قدومت مهدی(عج) ... تا که امضا بکند خاک سند هم عهدی

سند مادرت ای يار که شد پاره ز کين ... باز آ تا که بگيری فدک آن باغ زمين

يوسف فاطمه ام آ جرک الله مولا ... به کنار قبر مادر تو بگو يا زهـــــرا(س)

 آقاجون! اجرک الله...اعظم الله اجورکم فی مصائب امک!

قربونه آن دل پرغصتون! امروز ميخواهيم يسری هم بريم درب خونه شهدا!

آره آقاجون!

همان کسانی که چيده شدند و رفتند! يا به قول شهيد آوينی(آنها ماندند و ما رفتيم!)

و چه بهتر که بوی شما را از زبان همان شهدا استشمام کنيم!

بوی يار!

(سيد شهيدان اهل قلم شهيد سيد مرتضی آوينی)

ما پيروان راه هزاران ساله انبيا هستيم و به عهد ازلى خويش با آفريدگار متعال لبيك گفته‏ايم و براى تحقق آن عصر موعود، عصر عدالت و حاكميت احكام خدا، قيام كرده‏ايم تا راه تاريخ را به سوى نور بگشائيم و اگر چشم دل باشد خواهد ديد كه اين راه با بالهاى ملائكه فرش شده است. امروز بعد از يازده قرن كه از تولد آخرين حجت‏خدا در كره زمين مى‏گذرد; نشانه‏هاى صدق وعده‏هاى قرآن و احاديث ظهور بيشترى يافته است، عصر جاهليت ثانى تاريكترين روزهاى خويش را نيز سپرى كرده و اين خود نشانه‏اى ديگر است مگر نه اينكه فجر صادق هنگامى فرا مى‏رسد كه شب كامل شده باشد؟ رايحه ظهور موعود، دل شيفتگان حق را بى‏تاب كرده و آنان را به صحنه حضور كشانده است. اما، مهدى جان! اين قرن قرنى است كه حق در كره زمين به حاكميت‏خواهد رسيد آينده در انتظار توست. در اين سالهاى نخستين قرن پانزدهم هجرى قمرى پيشگويى حضرت نبى اكرم، صلى‏الله‏عليه‏وآله، به تحقق پيوست و قوم سلمان فارسى، ايرانيان، طليعه‏دار نهضت آخرالزمانى اسلام، علم قيام انبيا را بر دوش گرفتند و وجودشان شمسى تازه شد كه در خلاصه ظلمانى جاهليت ثانى تولد يافت. در ميان بيداردلان سراسر كره ارض هستند بسا دلدادگانى كه اين عهد تازه را دريافته‏اند و به خيل منتظران موعود پيوسته‏اند. منتظران موعود اهل مبارزه‏اند و مى‏دانند خلوص عشق موحدين جز به ظهور كامل نفرت از مشركين و منافقين ميسر نخواهد شد اما از آن فراتر اهل ولايت و اطاعتند و انتظار مى‏كشند تا فرمان چه در رسد. بسيجى خود را در نسبت ميان مبدا و معاد مى‏بيند و انتظار موعود و با اين انتظار هويت تاريخى انسان را باز يافته است و خود را از روزمرگى و غفلت ملازم با آن رهانده. او آسايش تن را قربانى كمال روح كرده است و خود را نه در روز و ماه و سال و شهر و كوچه و خيابان كه در فاصله ميان مبدا و موعود تاريخ باز شناخته است. (برگرفته از سايت سبکبالان)

سلامتی آقا امام زمـان(عـج)

سلامتی رهبر

شادی روح امام راحل و شهدا

صــــلـــوات 

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ امرداد ،۱۳۸٢


سلام بر عزاداران صديقه کبری(س)

گلی گم کرده ام ميجويم او را .... به هرگل ميرسم ميبويم او را

 

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان(روحی فداه)

 

السلام عليکِ يا ممتحنة امتحنکِ الذی خلقکِ

فوجدکِ لما امتحنکِ صابره

انا لکِ مصدق صابرُ علی ما اتی بهابوکِ 

و وصيٌهُ صلوات الله عليهما

و انا اسئلکِ ان کنت صدقتکِ الا الحقتنی بتصديقی

لهما لتسر نفسی فاشهدی انی ظاهر بولايتکِ و ولاية

ال بيتکِ صلوات الله عليهم اجمعين  

 

نفس اندر گلويم ناتوان است... که گويی در گلويم استخوان است

خداوندا تويی شـاهد به داغم ... گرفت آتش زکينه باغ ياسـم

خــداوندا ببين در التهابـم ... کـه کـرده داغ او خانه خـرابم

غلاف تيغ يا از ميخ گويم ... چگونه بازويش را من بشويم

چگونه روی دوشم من برم يار... چو جای صورتش مانده به ديوار

چگونه بين قبرش من گذارم... چگونه سوی خاکش من سپارم

امانت را چـه نيکــو يـار بودم ... خجــل از گريه مسمار بودم

خجل ازچهره اش که سوخت آنروز...خجل از محسنش که مرد از سوز

عجـب دست فـلک گلچين نمودش...به سيـلـی کـرد يکـباره کـــبودش

خــداوندا ز غـم دل را خـراشم...که زهرا(س) مرده و من زنده باشـم

------------------------

آقا جون! يابن الحسن!

نه مناجاتی داريم امروز نه خواهشی! امشب هيچ چيزی نميخواهيم!

اما!

مــــا ايرانی ها يه رسمی داريم! وقتی عزيزی از اين دنيا ميره؛ ميريم و به بازماندگان

آن مرحوم و يا مرحومه تسليت ميگيم! ميريم که دلگرمی بديم! حتی اگر با ما هم قهر باشند!

اصلا اينو دليلی ميدونيم برای آشتی!

حالا ما آمديم تسليت بگيم! آمديم دلگرميت بديم آقا!

همين!

-----------------------------------

رسول اکرم (ص):

ای مردم دو چيز در ميان شما گذاشتم که با وجود آنها گمراه نخواهيد شد : کتاب خدا و عترتم ، يعنی اهل بيتم(عليهم السلام اجمعين) را .
سنن ترمذی ، کتاب المناقب ، ح (3718 )

------------------------

آرامش عزيز دل  زهرا(سلام الله عليه)

صــــلــوات

  
نویسنده : mohsen ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٢